راهنمای جامع رفتی رفتن تو آتش نهاد دل ؛ جدیدترین تغییرات
-
تاریخ: 1405/5/1 ساعت: 15:10
رفتی و رفتن تو آتش نهاد بر دلدر ادامه، با مهمترین اطلاعات و توضیحات درباره رفتی و رفتن تو آتش نهاد بر دل آشنا خواهید شد. لحظه ای که خبر را شنیدم سرم را به صندلی قطار تکیه داده بودم. بین خواب و بیداری بودم که مردی با بهت و ناباوری به بغل دستیش شرح داد سردار سلیمانی را شهید کردند. دیگر چرت نزدم. دیگر...
جزئیات مهم درباره جنگ ؛ بررسی کامل و نکات کلیدی
-
تاریخ: 1405/5/1 ساعت: 15:10
جنگدر این صفحه، اطلاعات مرتبط با جنگ بهصورت خلاصه و کاربردی ارائه شده است. دنبال شعر سایه می گشتم. همان که می گوید: ای دریغا پاره ی دل جفت جانبی جوانی مانده جاویدان جوان وقتی به صفحه ی گوشی نگاه کردم دیدم توی سرچ گوگل نوشته ام ای دریغا حمله ی دل. غم...دنبال شعر سایه می گشتم. همان که می گوید: ای دری...
معرفی کامل شبم بی ستارگی شب گور ؛ آخرین مطالب و اطلاعات جدید
-
تاریخ: 1405/5/1 ساعت: 15:10
شبم از بی ستارگی شب گوردر این مطلب، سعی کردهایم شبم از بی ستارگی شب گور را به شکلی کامل و روان معرفی کنیم. تمام این یک هفته از فکر کردن به پرواز تنم می لرزید. من همیشه از سقوط می ترسیدم. به نظرم بدترین نوع مرگ سقوط است. همیشه از نگاه کردن به پنجره ی هواپیما می ترسم. وقتی از پنجره ی...تمام این یک هف...
نگاهی به تصادف ۱ ؛ بررسی، تحلیل و اطلاعات کاربردی
-
تاریخ: 1405/5/1 ساعت: 15:10
تصادف ۱در ادامه، مروری کامل بر تصادف ۱ خواهیم داشت. یک روز چهارشنبه بود. باید برای انجام دادن کارهای فارغ التحصیلی دانشگاه می رفتم. صبح زود بیدار شدم. قرمه سبزی را بار گذاشتم. برنج را در ظرفی خیس کردم و آماده شدم. به چراغ نزدیک...یک روز چهارشنبه بود. باید برای انجام دادن کارهای فارغ التحصیلی دانشگاه...
جزئیات مهم درباره تصادف ۲ ؛ هر آنچه باید بدانید
-
تاریخ: 1405/5/1 ساعت: 15:10
تصادف ۲این مطلب به معرفی و بررسی تصادف ۲ اختصاص دارد. با همسر یکی یکی به مغازه های آن خیابان سر زدیم. به امید اینکه دوربین یکی شان صحنه ی تصادف را گرفته باشد. همه ی مغازه ها دوربینشان فقط جلوی مغازه شان را می گرفت. بالاخره بنگاهی...با همسر یکی یکی به مغازه های آن خیابان سر زدیم. به امید اینکه دوربین...
راهنمای کامل روزهای معلمی من ۲ ؛ جزئیات تازه و مطلب های جدید
-
تاریخ: 1405/5/1 ساعت: 15:10
روزهای معلمی من ۲در ادامه، به جنبههای مختلف روزهای معلمی من ۲ خواهیم پرداخت. خیلی وقت بود می خواستم از کلاس زهرا بنویسم. اما هر بار نشد. هر چی بیشتر گذشت نوشتنش برام سخت تر شد. کلاس زهرا یه روز توی دی ماه تموم شد. در مجموع ۲۷ ساعت بهش درس دادم. ۲۷ ساعت که...خیلی وقت بود می خواستم از کلاس زهرا بنویس...
بررسی تخصصی همسفر ؛ بررسی، تحلیل و اطلاعات کاربردی
-
تاریخ: 1405/5/1 ساعت: 15:10
همسفردر ادامه، با ویژگیها و نکات مهم همسفر آشنا میشوید. مسافرت با قطار را دوست دارم. صدای خاطره انگیز قطار و حرکت آهسته اش برایم لذت بخش است. چند سالی است به واسطه ی محل زندگی خانواده ی همسرم در سال چند بار با قطار به شیراز می رویم. من...مسافرت با قطار را دوست دارم. صدای خاطره انگیز قطار و حرکت آه...
راهنمای کامل باد چنین بادا ؛ آخرین مطالب و اطلاعات جدید
-
تاریخ: 1405/5/1 ساعت: 15:10
تا باد چنین بادااین مطلب راهنمایی برای آشنایی بیشتر با تا باد چنین بادا است. روز آینده روز موعود من است. روزی که سال ها منتظرش بودم. روز آینده قرار است همسرم روی سن سنتور بنوازد و من آن پایین به حرکت دست هایش نگاه کنم. شاید هم چشم هایم را ببندم. مثل وقت...روز آینده روز موعود من است. روزی که سال ها م...
رفتی و رفتن تو آتش نهاد بر دل
-
تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 20:40
لحظه ای که خبر را شنیدم سرم را به صندلی قطار تکیه داده بودم. بین خواب و بیداری بودم که مردی با بهت و ناباوری به بغل دستیش گفت سردار سلیمانی را شهید کردند. دیگر چرت نزدم. دیگر نخوابیدم. شوکه شدم و فکر
جنگ
-
تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 20:40
دنبال شعر سایه می گشتم. همان که می گوید: ای دریغا پاره ی دل جفت جانبی جوانی مانده جاویدان جوان وقتی به صفحه ی گوشی نگاه کردم دیدم توی سرچ گوگل نوشته ام ای دریغا حمله ی دل. غم انگیز بود. اما آنقدر درگی
شبم از بی ستارگی شب گور
-
تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 20:40
تمام این یک هفته از فکر کردن به پرواز تنم می لرزید. من همیشه از سقوط می ترسیدم. به نظرم بدترین نوع مرگ سقوط است. همیشه از نگاه کردن به پنجره ی هواپیما می ترسم. وقتی از پنجره ی هواپیما پایین را می بینم
خواب
-
تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 20:40
بیشتر از همیشه به خواب نیاز دارم. روزهای سختی گذشت. هنوز چشم های مسافران آن پرواز سیاه رهایم نمی کند. مدتی است توی خواب شعر می گویم. بیدار که می شوم یک بیت هم یادم نیست. مدت هاست جهان خواب از بیداری قشنگ تر است.
تصادف ۱
-
تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 20:40
یک روز چهارشنبه بود. باید برای انجام دادن کارهای فارغ التحصیلی دانشگاه می رفتم. صبح زود بیدار شدم. قرمه سبزی را بار گذاشتم. برنج را در ظرفی خیس کردم و آماده شدم. به چراغ نزدیک خانه که رسیدم دیدم چراغ
تصادف ۲
-
تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 20:40
با همسر یکی یکی به مغازه های آن خیابان سر زدیم. به امید اینکه دوربین یکی شان صحنه ی تصادف را گرفته باشد. همه ی مغازه ها دوربینشان فقط جلوی مغازه شان را می گرفت. بالاخره بنگاهی پیدا شد که دوربینش چراغ
روزهای معلمی من ۲
-
تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 20:40
خیلی وقت بود می خواستم از کلاس زهرا بنویسم. اما هر بار نشد. هر چی بیشتر گذشت نوشتنش برام سخت تر شد. کلاس زهرا یه روز توی دی ماه تموم شد. در مجموع ۲۷ ساعت بهش درس دادم. ۲۷ ساعت که برای من پر از عشق بود
همسفر
-
تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 20:40
مسافرت با قطار را دوست دارم. صدای خاطره انگیز قطار و حرکت آهسته اش برایم لذت بخش است. چند سالی است به واسطه ی محل زندگی خانواده ی همسرم در سال چند بار با قطار به شیراز می رویم. من در کوپه ی بانوان بلی
تا باد چنین بادا
-
تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 20:40
فردا روز موعود من است. روزی که سال ها منتظرش بودم. فردا قرار است همسرم روی سن سنتور بنوازد و من آن پایین به حرکت دست هایش نگاه کنم. شاید هم چشم هایم را ببندم. مثل وقت هایی که طنین سنتورش خانه را پر می کند و من چشم هایم را می بندم تا پرواز کنم. مثل وقت هایی که خواب هستم و صدای سنتورش می آید. آن وقت خ...
لانچر ۵
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 0:34
لانچر ۵ داستان زندگی چند سرباز بود در محیطی خشک و خشن. جوان هایی با لهجه هایی مختلف؛ سرهای بی مو و لباس هایی یک شکل. جوان هایی که بهترین روزهای زندگی شان در حال از دست رفتن بود. راستی کدام سرباز هست ک
روزهای معلمی من ۱
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 0:34
آن شب توی حرم امام رضا مریم گفت شاگرد جدیدی به مدرسه آمده. اسمش زهراست. فامیلیش رضا. گفت رضا از پاکستان آمده و تازه فارسی یاد گرفته. نیاز به یک معلم خصوصی دارد که درس ها را با حوصله و آرامش یاد بگیرد.
خیال خواب خوش
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 0:34
ساعت ۵ صبح است. از خواب پریدم و با نگرانی به سمت ماشین لباسشویی دویدم. با دیدن خالی بودن ماشین لباسشویی خیالم راحت شد که لباس ها پهن شده است. دیشب خیلی خسته بودم و پهن کردن لباس ها را به همسرم سپردم و